تبلیغات
بصیرت313 - جریان انحرافی اهل طریقت و عرفان انحرافی هستند
مقام معظم رهبری: انتظار یعنی قانع نشدن، قبول نكردنِ به وضع موجود زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب، كه مسلم است كه این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولی خدا حضرت حجت بن الحسن (عجل ا... تعالی فرجه الشریف و ارواحنا له الفداه) تحقق پیدا خواهد كرد. باید خود را به عنوان یك سرباز، به عنوان یك انسانی كه حاضر است برای آنچنان شرایطی مجاهدت بكند آماده كنیم. انتظار فرج معنایش این نیست كه انسان بنشیند، دست به هیچ كاری نزند، هیچ اصلاحی را وجهه همت خود نكند؛ صرفاً دل خوش كند به اینكه ما منتظر امام زمان (علیه السلام) هستیم!! اینكه انتظار نیست. انتظار، انتظار چیست؟ انتظارِ دست ماهر قدرتمند الهی ملكوتی است كه باید بیاید به وسیله خودِ همین انسانها، با كمك همین انسانها، سیطره ظلم را از بین ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگی مردم حاكم كند و پرچم توحید را بلند كند و انسانها را بنده واقعی خدا بكند. ««آماده باید بود برای این كار»»

براستی آیا با خود اندیشیده ایم كه جای امام زمان (ارواحنا له الفداه) در زندگی ما، اهداف ما، سندهای چشم انداز، آموزش و پرورش، صدا و سیما، نهادهای دیگر و مهم تر از اینها در دل ما؛ كجاست و این امام مهربان چه جایگاهی در این موارد ذكر شده دارد؟! چرا امام زمان (علیه السلام) اینقدر غریب است؟؟ چرا؟ در قسمت نظرات، اندیشه خود را بنویسید

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 اردیبهشت 1390
باهنر
باهنر؛ عضو هیأت رئیسه مجلس گفت: من جریان انحرافی را اصولاً اهل شریعت نمی‌دانم، بیشتر آن‌ها اهل طریقت و عرفان انحرافی هستند...ادامه مطلب را بخوانید
به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا باهنر در گفت‌وگو با خانه ملت به سوالاتی چون انتخابات مجلس نهم، شرایط اصول‌گرایان در انتخابات آینده، جریان انحرافی در دولت، اجرایی شدن وزارت ورزش و جوانان، نحوه اجرای اصل 44 قانون اساسی و مسائل سیاسی و اقتصادی روز كشور پرداخت.

محمدرضا باهنر كه نمایندگی مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر را در مجلس شورای اسلامی برعهده دارد در این گفت وگو با صراحت لهجه پاسخ‌گوی سوالاتی بود كه این روزها در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به ذهن می‌رسد. مشروح این گفت‌وگو كه در دفتر معاونت نظارت مجلس انجام شد بدین شرح است:


- در سال آخر مجلس هفتم شما در مصاحبه‌ای گفتید دو سوم نمایندگان تغییر می‌كنند و بعد از انتخابات این اتفاق افتاد و تنها یك سوم نمایندگان دوره گذشته به مجلس هشتم راه یافتند، اكنون ارزیابی شما از تركیب نمایندگان مجلس نهم چگونه است؟

این یك حرف شاز و مهم نبود كه من گفتم، در گذشته هم این طور بود، الان هم همین را می‌گویم. بررسی ادوار گذشته مشخص می‌كند كه به طور متوسط دو سوم نمایندگان برای دوره بعدی انتخابات رأی نمی‌آورند. البته این متوسط كم و زیاد هم شده است. هیچ موقع از 50 درصد كمتر نشده یا از 70 درصد بیشتر نشده است. یعنی حداقل 30 تا 50 درصد از نمایندگان موجود برای دوره بعد رأی می‌آورند؛ اما اینكه چرا اصولا این اتفاق می‌افتد، من فكر می‌كنم یك اشكال ساختاری در انتخابات مجلس وجود دارد. آن هم عدم وجود نقش آفرینی احزاب در انتخابات است.

من 24 سال است كه نماینده مجلس هستم و وضعیت همكارانم را می‌بینم. همكاران از زمانی كه نماینده مجلس می‌شوند به واقع روز و شب خود را از هم نمی‌توانند تشخیص دهند. چون باید از سر دلسوزی پیگیر خیلی از مسائل حوزه انتخابیه باشند و جلسات متعددی را برای جبران امور آنجا با مسئولان استانی نظیر استاندار، بخشدار، فرماندار، رئیس دادگاه و... بگذارند. به صورتی كه بعضا وقت بسیار كمی باقی می‌ماند تا نمایندگان برای تصویب قانون یا نظارت‌های قانونی رسمی زمانی را اختصاص دهند. آخر سر هم به خاطر كارهای بسیار زیاد حوزه انتخابیه مردم به این نتیجه می‌رسند كه دوره بعد به شخص دیگری رأی دهند؛ زیرا درست است كه نماینده خیلی دویده، ولی نتوانسته انتظارات را برآورده كند.


* انتخابات مجلس اشكال ساختاری دارد

اشكال ساختاری كه گفتم این است كه مردم در انتخابات عملكرد آدم‌ها را تجربه می‌كنند چون حزبی نیست كه مجموعه كارهای آن بخواهد در ترازوی سنجش قرار گیرد. 4یا 5 دوره به همین منوال می‌گذارد، نسل عوض می‌شود آخر هم مردم به مطلوب خود نمی‌رسند. برخی شهرستان‌ها و حوزه‌های انتخابیه را سراغ دارم كه مردم آنجا در طول 8 دوره مجلس، 8 نماینده عوض كرده‌اند. نماینده جدید تا می‌آید جا بیفتد و كار نمایندگی را یاد بگیرد دوره چهارساله وی به پایان رسیده است؛ نه مردم از این تغییر متنوع و متعدد سودی می‌برند و نه نمایندگان می‌توانند كار موثری را انجام دهند. احزاب قادر خواهند بود كه این اشكال را برطرف كنند. اگر در كشور سه حزب فراگیر ریشه دار وجود داشته باشد هر كدام فهرست نامزد‌های مورد تایید خود را اعلام می‌كنند و بعد هم در مقابل مردم پاسخگو هستند. مردم اگر دیدند كاندیدای این حزب موفق نبود دوره بعد كاندیدای حزب بعدی را تجربه می‌كنند. حداكثر دوباره نظرشان عوض می‌شود بعد به این جمع بندی می‌رسند كه طرفدار حزب الف بشوند یا از نامزد حزب(ب) حمایت كنند.

- چون بعداز یك دوره 10ساله تكلیف روشن می‌شود؟

بله بعد از این دوره تكلیف روشن می‌شود. یك بخش از مردم به طور ثابت طرفدار حزب الف می‌شوند و بخش دیگر به طور ثابت از حزب (ب) حمایت می‌كنند. آن موقع تغییرات شاید مجدد اتفاق می‌افتد و اقلیت و اكثریت مجلس دستخوش تغییر شود؛ اما تكلیف مردم دیگر روشن می‌شود.

*خاتمی و احمدی‌نژاد با حمایت‌های تشكیلاتی و حزبی رئیس‌جمهور شدند

- البته در شكل گیری تحزب یك اشكالی كه وجود دارد این است كه چهره‌های سیاسی كشور رغبتی به كار حزبی نشان نمی‌دهند، دو سالی هست كه هر از چند گاهی اعلام می‌شود حزب و روزنامه آقای باهنر می‌خواهد شروع به كار كند و استارت فعالیت به بعداز انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس موكول می‌شود، دلیل رویكرد چیست؟ البته در همین مجلس هشتم وقتی كمیسیون شورا‌ها می‌خواست طرح استانی شدن انتخابات مجلس را بررسی كند نقش احزاب را حذف كرد.

بله عرض كردم. این مشكل ساختاری و كمی هم مشكل فرهنگی است، متاسفانه مسئولان ما به ویژه روسای جمهور با حمایت‌های تشكیلاتی و حزبی روی كار می‌آیند ولی بعد از آنكه مسئولیت را به دست می‌گیرند اعلام برائت می‌كنند. البته این فقط شامل آقای دكتر محمود احمدی‌نژاد هم نمی‌شود؛ قبلا آقای خاتمی كه خدا سلامتش بدارد و هدایتش كند و همه ما را خدا هدایت كند، نیز در زمان دولت اصلاحات همین كار را كرد. موقعی كه ایشان آمد روی كار، می‌گفت "این تحكیم وحدت و مجمع روحانیون مبارز چی از جان من می‌خواهند؟ من خودم رأی آوردم. ولم كنید ". بالاخره خاستگاه آقایان خاتمی معلوم بود كجاست یا سیاسی‌ها می‌دانند خواستگاه احمدی‌نژاد كجاست؛ ولی شاید به خاطر آنكه تعهدات حزبی دست و بال آنها را می‌بندد تغییر رویه می‌دهند؛ نمی‌دانم علت چیست كه بعد خود این افراد مبلغ برائت جویی از حزب می‌شوند. به نظرم در نظام جمهوری اسلامی كه همه مسئولان با رأی مردم یا با یك واسطه بعداز رأی مردم انتخاب می‌شوند، نیازمند داشتن دو یا سه حزب قدرتمند و شناسنامه‌‎دار پاسخگو است. برخی‌ها می‌گویند آیا نظام حزبی با نظام ولایت فقیه همخوانی دارد و قابل جمع است؟ من معتقدم هیچ مشكلی با یكدیگر ندارد. چون در كشورهایی كه نظام سیاسی آنها قالب حزبی دارد، برخی مسائل رخ می‌دهد كه فرا‌تر از نظام حزبی باید به آن‌ها پرداخت. مثلا شورای عالی امنیت ملی یا ارتش آمریكا دیگر تحت تاثیر حزب دموكرات یا جمهوری خواه نیست، یعنی این اركان با آمدن و رفتن یك حزب دست خوش تغییر نمی‌شوند؛ بنابراین مسائل ملی، امنیتی و سیاست گذاری‌های كلان حاكمیتی باید در یك سطح بالا‌تر راجع به آنها تصمیم گیری شود. این مسائلی كه یاد شد طبق اصل 110قانون اساسی در اختیار مقام رهبری است.

دوره گذشته گروه‌های مختلف اصولگرا دور هم جمع شدند و جبهه متحد اصولگرایان را تشكیل دادند و با یك سازوكار 11نفره فهرست تهران و دیگر شهر‌ها را نهایی كردند؛ اما در این دوره دو مكانیزم تعبیه شد. یكی از آبان ماه شروع شد و رئیس جمهور 30چهره اصولگرا را دو خود جمع كرد و یك كارگروه سه نفره شامل آقایان عسگراولادی، ولایتی و حدادعادل مامور شدند تا بسترهای وحدت را تعریف و فراهم كنند. از طرف دیگر جامعتین (جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه) نیز آمدند و یك راه جدید را برای ایجاد وحدت بین گروه‌های اصولگرا ترسیم كردند، كار به همین منوال پیش رفت؛ اما اواخر سال 89 و بعد از شروع سال جدید آقای عسگراولادی در چندین موضع‌گیری از روند كار ابراز نگرانی كرد یا محمد نبی حبیبی دبیركل موتلفه بار‌ها به اصولگرایان درباره پهن كردن فرش قرمز جلوی جریان اصلاحات هشدار دادند. اخیراً گروه 3 نفره، 13 نفر را معین كردند تا وحدت اصولگرایان را سر و سامانی دهند اما بعد از اتفاقاتی كه درون دولت افتاد، سروری قائم مقام جمعیت رهپویان اعلام می‌كند "ما دیگر مدل 13 نفره را قبول نداریم و وحدت اصولگرایان باید در قالب مدل جدیدی دنبال شود. " برخی سیاسیون می‌گویند راهكار جامعتین نیز شكست خورده است چون اعضای آن طیف وسیعی را تشكیل می‌دهند كه قابل جمع با هم نیستند، چون یك طرف آن آقایان یزدی و احمد خاتمی قرار دارند و طرف دیگر آقایان ناطق نوری و رفسنجانی بفرمایید چرا دو مكانیزم قبلی ناكارآمد از آب درآمد؟ آیا اصولگرایان دنبال مدل جدیدی هستند؟

جریان فتنه هزینه‌های زیادی را به كشور ما تحمیل كرد و از جمله طیف اصلاحات كه به نوعی خودزنی كردند و از هم پاشیدند، البته من بار‌ها در مصاحبه‌های خودم گفتم "خوشحال نیستم از اینكه در جریان اصلاحات فروپاشی كامل صورت بگیرد. " برخی‌ها می‌گویند تو حق نداری برای جریان دوم خرداد تعیین و تكلیف كنی. من قصد این كار را ندارم اما تحلیل و برداشتم این است كه اگر واقعا یك عده از اصلاح طلبان می‌خواهند فعال سیاسی باشند دو كار را باید انجام دهند. یكی اینكه تكلیف و موضع خودشان را شفاف درباره سران فتنه روشن كنند.

- سران فتنه را شما چه كسانی می‌دانید؟

سران فتنه‌ همان دو نفری بودند كه الان در حال محو شدن به لحاظ سیاسی هستند.

- شما خاتمی را جز سران فتنه نمی‌دانید؟

غیر از این دو نفر افرادی هستند كه هر كدام سهمی در فتنه دارند، اما اینكه بخواهیم سران فتنه را تكثیر كنیم خیر. البته بعضی‌ها دوست دارند غیر از خود و چهار نفر دیگر كه دورشان هستند همه در قالب سران فتنه قرار بگیرند. چنین مسئله‌ای مورد قبول نیست. سران فتنه‌ همان دو نفر هستند. بقیه به نسبت آبی كه به آسیاب فتنه ریختند باید موضع خود را با سران فتنه روشن بكنند. نكته دوم هم توصیه به اصلاح طلبان و هم سایر جریانات سیاسی كشور است كه بالاخره اصلاح طلبی، اصولگرایی و میانه روی را تعریف بكنند. اینكه نمی‌شود برخی بگویند ما اصلاح طلب هستیم اما در جمع آن‌ها از افراد معاند نظام حضور داشته باشند تا شخصیت‌هایی كه به یكی از دستگاه‌های حاكمیت نقد دارند. نقد مجریان، قوانین مصوب مجلس و... حق افراد است و مشكلی ندارد. همانطور كه گفتم این اشكال به اصولگرایان هم وارد است. البته در گذشته این مشكل را خیلی نداشتیم ولی بعد از جریان فتنه، به خاطر آنكه گرایش‌های مختلفی در جریان اصولگرایی بود، این اختلاف را می‌خواستند درون اردوگاه اصولگرایان بزرگ كنند. بنابراین می‌گفتند اصولگرایی هرچه ناب‌تر بهتر ولو اینكه تعداد آن‌ها بسیار معدود شود. ما این را قبول نداشتیم.

*طیف حامی دولت می‌خواست اختلاف را درون اردوگاه اصولگرایان بزرگ كنند

-چه كسانی دنبال اصولگرایی ناب بودند؟

طیف حامی دولت. در مقابل آنها ما می‌گفتیم با حفظ اصول، جذب حداكثری و دفع حداقلی. یعنی با حفظ شاخص‌ها اصولگرایی هرچه وسیع‌تر، بهتر. جبهه پیروان خط امام و رهبری اعم از جامعه اسلامی مهندسین، موتلفه و تشكل‌های دیگر از گذشته دور تلاش كرده فعالیت سیاسی خود را زیر چتر روحانیت تعریف كنند. چون سر همین قضیه یك اختلاف نظری وجود دارد. ما معتقدیم ولایت فقیه تبلور و نماد جریان حوزه علمیه، روحانیت، مرجعیت و شریعت است. بعضی‌ها نه از روی اعتقاد قلبی بلكه به بهانه حمایت از ولایت فقیه معتقدند بقیه- حوزه علمیه، شریعت، روحانیت و مرجعیت- باید بی‌رنگ شوند.

*جریان انحرافی می‌خواهد پشتوانه رهبری را كم‌رنگ كند

این جریان انحرافی هست كه من این‌ها را اصولاً اهل شریعت نمی‌دانم، بیشتر آن‌ها اهل طریقت و عرفان انحرافی هستند. به زبان ساده‌تر اینها می‌گویند اگر ما بتوانیم با خود آقا امام زمان (عج) ارتباط بگیریم دیگر كاری به این واسطه‌ها نداریم. ‌نهایت كار هم به نایب آقا می‌رسد. آخر كسی كه با خود آقا امام زمان (عج) ارتباط داشته باشد دیگر نایب ایشان را به عنوان واسطه نیاز ندارد. این جریان را ما 100 درصد انحرافی می‌دانیم. البته روز اول این را نمی‌گویند بلكه بیان می‌كنند ولایت فقیه و رهبری برای آنكه مزاحم و رقیبی نداشته باشد باید نقش مرجعیت، روحانیت و حوزه‌های علمیه كم رنگ شود. درحالیكه ما هیچ‌گاه جمله حضرت امام (ره) زمانی كه بحث خبرگان رهبری مطرح شد را یادمان نمی‌رود كه گفتند "پشتوانه ولایت فقیه، مجلس خبرگان است ". بنابراین پشتوانه رهبری مرجعیت، روحانیت، حوزه‌های علمیه و مجلس خبرگان است. با توجه به این مباحث بود كه ما رفتیم و از جامعتین خواستیم تا اصولگرایی را تعریف كنند، به آن‌ها نیز خیلی شفاف گفتیم كه طیف‌های اصولگرا سر تعریف اصولگرایی و چارچوب آن با هم اختلاف دارند. جامعتین نیز بعداز مدتی بررسی و نشست این كار را انجام دادند و باید‌ها و نبایدهای اصولگرایی را تشریح كردند.

* نبایدهای اصولگرایی تدوین شده اما منتشر نشده

البته باید‌های اصولگرایی منتشر شد و در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت اما نباید‌های آن منتشر نشد ولی تدوین شده و ما در جریان هستیم. ما اعلام كردیم كه این شاخص را قبول داریم هركس با این شاخص می‌خواهد كار كند بسم الله بیاید با هم كار می‌كنیم. البته همانطور كه گفته شد بعضی‌ها این شاخص را خیلی وسیع و عده‌ای نیز آن را خیلی تنگ می‌بینند. در مورد دسته دوم ما به شوخی می‌گوییم این دسته جز شمر ذی الجوشن مابقی افراد را اصوگرا تعریف می‌كنند. این‌ها افراط و تفریط است كه مورد قبول ما نیست. اینكه گفته شد درون جامعه از طیف فلان تا فلان وجود دارد یكسری اختلافات همینطور بود. الان جناب آقای هاشمی رفسنجانی یا بعضی دیگر از آقایان فعالان سیاسی جامعه روحانیت نیستند بلكه عضو عرفی و سنتی جامعه روحانیت مبارز به شمار می‌آیند.

- شما آقایان اكرمی و پورمحمدی را با آقای شجونی همفكر تعریف می‌كنید؟

اگر قرار باشد طیف این طور تعریف شود من (دبیركل جامعه اسلامی مهندسین) و آقای "مرتضی نبوی " (قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین) هم با یكدیگر اختلاف نظراتی داریم. بالاخره یك عده می‌توانند كنار یكدیگر جمع شوند و یك عده نمی‌توانند كنار یكدیگر جمع شوند. یعنی یك زمانی آقای شجونی با جامعه وعاظ ولایی یكی شده بود بعد از مدتی متوجه نیات آن‌ها شد. اخیراً امیری فر دبیركل جامعه وعاظ ولایی مصاحبه كرده بود كه ما با اصولگرایان نمی‌بندیم و با اصلاح طلبان وحدت می‌كنیم. جناب عسگراولادی كه پیر و مرشد جریان اصولگرا است شاید در جلسات داخلی بین من و ایشان اختلاف نظری هم رخ دهد. بنابراین ما به جامعتین گفتیم اصولگرایی را تعریف كنند تا براساس آن گروه‌ها دور هم جمع شوند. جامعتین هم كه گروه مشترك تشكیل دادند و این كار را انجام دادند بر مبنای آن ما شروع به رایزنی كردیم. گفتیم منشور اصولگرایی را قبول داریم و زیر چتر روحانیت كار می‌كنیم.

* رئیس جمهور علاقه‌ای به نشست با گروه‌های اصولگرا نداشت

داستان جمع سی نفر از چهره‌های اصولگرا كه پیش رئیس جمهور رفتند به حركتی بازمی‌گردد كه در جریان اصولگرا برای انتخابات مجلس هشتم رخ داد و جبهه متحد اصولگرایی با محوریت5+6 شكل گرفت. بعضی‌ها اصرار می‌كردند كه آقای رئیس جمهور بنشیند و دوباره آن تجربه را تكرار كند. خود آقای رئیس جمهور هم علاقه نداشت. ایشان می‌گفت در این مقطع كه هم كار اجرایی كشور زیاد است و از طرفی هم خوب نیست كه رئیس جمهور وارد چنین پروسه‌ای شود.

*آقای احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور در امر انتخابات نباید دخالت كند

ما هم معتقدیم آقای احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور در امر انتخابات نباید دخالت بكند. ایشان یك فكری دارد و عده‌ای نیز طرفدار وی هستند آن‌ها در قالب یك گروه اصولگرا بیایند و با دیگر گروه‌های این جریان صحبت و رایزنی كنند. بالاخره افرادی از سوی آن طیف معرفی می‌شوند كه ما یا آن‌ها را قبول داریم یا قبول نداریم بالاخره در ‌نهایت تصمیم گیری خواهد شد با یكدیگر كار كنیم یا نكنیم. اما اینكه شخص رئیس جمهور یا معاونین وی یا وزراء وارد این قضیه شوند درست نیست.

* رئیس جمهور نباید بیاید و بگوید من مجلس تعیین می‌كنم

هنگام انتخابات مجلس پنجم در دولت آقای هاشمی حزب كارگزاران سازندگی می‌خواست اعلام حضور كند؛ مقام معظم رهبری اعلام كردند "وزراء در این مجموعه حضور نداشته باشند ". این حرف الان هم صادق است. یعنی رئیس جمهور نباید بیاید و بگوید من مجلس تعیین می‌كنم. در آن نشست یك گروه سه نفره (عسگراولادی، حدادعادل و ولایتی) تشكیل شد. آنها نیز یك گروه 13 نفره‌ای را تعیین كردند. من فكر می‌كنم این حرفی كه آقای سروری (قائم مقام جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی) زده، مبنی بر اینكه ما به عنوان گروه‌های اصولگرا باید دور هم بنشینیم تا مشخص شود كه چه طیف‌هایی می‌توانند با هم كار كنند، حرف درستی است.

* اگر جریان انحرافی اصولگرا محسوب شود، من دیگر اصولگرا نیستم

اگر اضلاع جریان اصولگرایی به گونه‌ای باشد كه قرار شود آن افرادی هم كه ما در اعتقاداتشان به شریعت تردید داریم جزء اصولگرایان تعریف شوند، بنده می‌گویم كه من اصولگرا نیستم. بالاخره اصولگرایی از اول انقلاب تا به حال تعریفی داشته، زیر چتر جامعتین كار می‌كرده‌ همان راه را هم ادامه می‌دهد. آن تیم سه نفره منصوب رئیس جمهور هم یك جلسه تشكیل دادند و كلید وحدت را زدند، دستشان درد نكند اما آن هیات سه نفره اگر می‌خواهند بیایند با جامعتین شروع به كار كنند ما هم زیر سایه‌شان كار می‌كنیم. تحت چنین روالی سعی خواهد شد یك وحدت حداكثری بین گروه‌های اصولگرا شكل بگیرد.

* جریان انحرافی فقط می‌خواهد خودش باشد

- این جریان انحرافی كه شما می‌گویید به شریعت اعتقادی ندارند و می‌خواهند مستقیم به امام زمان (عج) وصل شوند چه می‌خواهند؟

اگر خیلی ساده بخواهم توضیح دهم. این‌ها فقط می‌خواهند خودشان باشند.

- این جریان انحرافی در مسائل 10 تا 12 روز اخیر دولت نقش داشت؟

نمی‌دانم؛ ریشه یابی این مسائل بعد‌ها باید صورت گیرد. اما این جریانی كه می‌گوید اصولگرایی هرچه ناب‌تر بهتر و بعد هم نابی را یك جور خاصی تعریف می‌كند؛ خوب ما دیگر نمی‌توانیم این‌ها را در مجموعه اصولگرایان تعریف بكنیم. آنها می‌خواهند خودشان یك مجموعه چند نفری باشند بعد هم ایدئولوژی، مواضع سیاسی و... را تعریف كنند. ضمن آنكه ما با بسیاری از این‌ها موضع و مشكل داریم.

* تخلف دستگاه‌های اجرایی تا حد دادگاهی و محاكمه شدن قابل پیگیری است

- قانون گریزی دولت هم اكنون به یك رویه تبدیل شده، یك بار آقای دكتر لاریجانی در این رابطه گفتند كه آیین‌‎نامه مجلس مسیر اجرای قانون و نظارت بر آن را مشخص كرده اما با توجه به عملكرد دولت در یك سال اخیر این طور به نظر می‌رسد كه مسیر یاد شده ضمانت اجرایی ندارد؛ شما در بالا‌ترین مسند نظارتی در مجلس قرار دارید، چه راهكاری برای جلوگیری از قانون شكنی‌ها و قانون گریزی‌ها اندیشیده‌اید؟

اینكه دكتر لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی گفته‌اند فرآیند آیین نامه‌ای در این رابطه روشن است همین طور است. البته اگر منظور از اقدام عملی درباره حل مسئله یاد شده راهپیمایی و مرگ بر گفتن باشد نه چنین چیزی وجود ندارد. ماده 33 و 233 آیین نامه داخلی مجلس تصریح دارند كه تخلف دستگاه‌های اجرایی تا حد دادگاهی و محاكمه شدن قابل پیگیری است. كمیسیون اصل 90 نیز بر كار هر سه قوه نظارت دارد. آن‌ها اگر نیاز دیدند یك پرونده‌ای را بررسی كنند اول آن را از تریبون مجلس برای تنویر افكار عمومی بیان می‌كنند اما اگر تخلف یا سوء استفاده‌ای صورت گرفته باشد را می‌توانند به دادگاه ارجاع بدهند. طبیعی است كه مجلس كار دادگاهی و قضایی نمی‌تواند بكند. ولی می‌تواند شاكی باشد و آن كار را دنبال نماید. ضمن آنكه یكسری اهرم‌های نظارتی مثل سوال، استیضاح و عدم كفایت سیاسی رئیس جمهور و... در اختیار مجلس است. اما این‌ها اهرم‌هایی نیستند كه هر روز بتوان از آن‌ها استفاده كرد چون امور اجرایی مملكت نباید تعطیل شود. بالاخره در همه دولت‌ها یك وزیر 10 مخالف در مجلس داشته است قانون اساسی نیز اجازه داده اگر 10 نماینده طرح استیضاح یك وزیر را امضاء كنند این كار باید انجام شود. بعضی اوقات از من سوال می‌كردند كه چرا در برابر استیضاح وزیران مقاومت می‌كنی؟ بحث این است كه استیضاح یك وسیله در اختیار مجلس است این حق را هم قانون اساسی به 10 نفر داده، اگر این تعداد نماینده اصرار و پافشاری كنند باید استیضاح انجام شود.

* هدف این است كه استیضاح‌هایی در صحن علنی مطرح شوند كه رأی بیاورند

هدف ما آن است كه استیضاح‌هایی در صحن علنی مجلس طرح شوند كه رأی بیاورند. اگر هر روز قرار به استیضاح یك وزیر باشد كه گرفتاری برای مجلس و دولت ایجاد می‌شود. استیضاح یا بالا‌تر از آن یعنی عدم كفایت رئیس جمهور مثل طلاق می‌ماند یعنی مشروع و حلال است اما مكروه‌ترین حلال است. یك ضرب المثل عربی می‌گوید "آخرین دوا، داغ كردن است ". بنابراین قرار نیست روز اول یك نفر را داغ كنند و لكه‌ای را بر پیشانی وی بگذارند. این امكانات و اهرم‌ها وجود دارند به وقت هم از آن استفاده خواهد شد اما تلاش آن است كه بیشتر مسائل با تفاهم حل و فصل شوند. چون معتقدیم مجلس، دولت و قوه قضائیه نباید در مقابل یكدیگر باشند بلكه همگرا و همسو عمل كنند تا كار مملكت جلو برود. اگر یك زمانی هم مشكلی پیش آمد به خاطر دوستی‌ها، رفاقت‌ها و رودربایسی‌ها نمی‌توان از اختیارات و وظایف صرف نظر كرد. بالاخره ما این مسیر‌ها را می‌رویم و امیدواریم تصمیماتی كه اتخاذ می‌شود به كل منافع كشور ضربه وارد نكند.

- مشكلات ایجاد شده برای ورزشكاران در تشكیل وزارت ورزش و جوانان قابل پیشگیری بود، تكلیف وزارت وزرش و جوانان چه می‌شود؟

من در این رابطه به عنوان معاونت نظارت رئیس مجلس 20 روز قبل از این جریانات اخیری كه در دولت رخ دهد نامه‌ای به رئیس جمهور نوشتم تا ایشان وزیر پیشنهادی وزرش و جوانان را به مجلس معرفی كند، در ضمن اشاره شد چون زمان مهلت سرپرستی تمام شده، دخل و تصرف در حوزه اختیارات و اموال بیت المال، غیر قانونی و از نظر قوه قضائیه قابل تعقیب است. بر همین اساس به مسئولین مالی كشور اعم از خزانه داری كل و معاونت برنامه‌ریزی رئیس جمهور نیز رونوشت‌هایی داده شد و تصریح شد كه تخصیص اعتبار به این دستگاه‌ها (سازمان ملی جوانان و سازمان تربیت بدنی) غیرقانونی است. چند شب پیش هم یك برنامه رادیویی تماس مستقیم با من داشت مبنی براینكه تكلیف ورزشكاران چه می‌شود؟ خوب این بد است چون یك ضرری واقع شده كه می‌توانست از قبل پیشگیری شود.

بالاخره هر جراحی، خونریزی و درد دارد؛ به دلیل ترس از این نوع خسارت‌ها نمی‌توان از اصل اشكال صرف نظر كرد؛ بنابراین كار از طرف مجلس در حال پیگیری است و مسئولان اجرایی هم باید مراقبت كنند، زیرا اگر یك تخلف قانونی انجام دهند این باقی خواهد ماند.

* اثر تصرف غیرقانونی در اموال بیت المال شش ماه دیگر مشخص می شود

گاهی اوقات برخی افراد به ما مراجعه می‌كنند و می‌گویند 15 سال پیش وزیر بودم حالا دیوان محاسبات مرا خواسته و می‌گوید چرا این كار را كردی؟ بنابراین شاید تخلف قانونی الان صورت گیرد و بلافاصله اثرش مشخص نشود؛ اما شش ماه دیگر ممكن است فلان مسئول به خاطر تصرف غیرقانونی در اموال بیت المال احضار شود و بعد هم باید پاسخگو باشد.

- در مورد وزارت راه و ترابری چه طور؟

وزارت راه هم فرصت قانونی سرپرستی آن تمام شده است. البته دولت اعلام كرده است كه می‌خواهد وزارت راه و وزارت مسكن را در هم ادغام كند. اینكه دولت اراده به ادغام دو وزارتخانه نماید حق آن است؛ اما باید لایحه آن به مجلس بیاید و مجلس هم وزارتخانه جدید و شرح وظایف آن را تصویب كند. تا زمانی كه این اتفاق نیفتد هر كدام از آن دو وزارتخانه سرجای خود باید وزیر جداگانه داشته باشند. این مسئله را هم خدمت آقای رئیس جمهور نامه نوشتیم كه وزیر راه را معرفی كند یا در اسرع وقت لایحه ادغام را به مجلس بدهند.

- بعضا دیده می‌شود مجریان با تمسك به تفسیر‌های مختلف از قانون یا رجوع به تبصره آن یا اسناد بالادستی نظیر برنامه پنجم توسعه، اقدامی خلاف آنچه در مجلس مصوب شده را انجام می‌دهند، آیا برای رفع این مسئله نیز راهكاری اندیشیده شده است؟

اینها رفتارهای آدم‌هاست، با قانون و مقررات و نصیحت می‌توان تا حدودی جلوی این اقدامات را گرفت و از آن پیشگیری كرد؛ اما اگر اصل بر بهانه جویی باشد و آنها بخواهند از به یك قانون كاملا روشن ایراد بگیرند، حداقل 15روز طول می‌كشد تا بهانه از دست آنها گرفته شود. این كار به مملكت خسارت می‌زند. ما باید نصیحت بكنیم تا در مسیر اجرای قانون بهانه گیری نشود. مثلا در قانون برنامه پنجم توسعه نوشته شده كه دولت تا پایان سال دوم برنامه موظف است وزارتخانه‌ها را به 17عدد برساند؛ اما بلافاصله درج شده كه باید شرح وظایف وزارتخانه‌های جدید باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. یك وزارتخانه 3 عنصر دارد؛ وزیر، وزارتخانه و شرح وظیفه آن. فرض می‌كنیم دولت با مجوز قانون برنامه دو وزارتخانه را ادغام كرد، خوب حالا شرح وظیفه وزارتخانه جدید چیست؟ نص صریح برنامه توسعه می‌گوید این شرح وظیفه باید به تصویب مجلس برسد. دولت می‌گوید شرح وظیفه آن دو وزارتخانه را با هم جمع می‌كنیم. این طور كه نمی‌شود اگر اینچنین بود، مجلس همانجا به دستگاه اجرایی مجوز ادغام و تعیین شرح وظیفه را می‌داد؛ بنابراین اگر بر فرض هم وزارتخانه تشكیل شود وزیر و شرح وظیفه ندارد. پس حتما وزیر و شرح وظیفه وزارتخانه باید از مجلس رأی بگیرند. به قولی معروف طرح این مسائل معطل كردن‌های بی‌خودی است.

* دولت برای ادغام وزارتخانه‌ها به مجلس لایحه بدهد

- شما گفتید دولت را نصیحت می‌كنید، مگر وظیفه مجلس نصیحت كردن است؟

نه، جمله مرا از هم تفكیك نكنید. اینكه من گفتم نصیحت می‌كنم به این خاطر بود كه مثلا دولت اجرای یك قانونی را به دلیل یك بحث حقوقی 20 روز به تاخیر نیاندازند. اما اگر نصیحت ما را نپذیرفت بعداز 20 روز ما به آن ثابت می‌كنیم، همین هست كه هست. یعنی آن موقع، فرآیند قانونی غیرضروری را هم ممكن است طی كنیم، مثلا یك تفسیر روی قانون بگذاریم و صراحتاً بگوییم منظور از قانونگذار این است كه دولت نخست باید شرح وظایف وزارتخانه ادغامی را به تصویب مجلس برساند، دوم وزیر پیشنهادی معرفی و بعد دو وزارتخانه را در هم ادغام كند.

*شرایط طرح سوال از رئیس جمهور فراهم است

- طرح سوال از رئیس جمهور مجدد در حال كلید خوردن است. سال گذشته 49 نماینده این طرح را امضا كردند، هیئت داوری فراكسیون اصولگرایان به قضیه وارد شدند و به صورت كدخدامنشی جمع آوری امضا‌ها را مسكوت گذاشتند، به نظر شما هم اكنون شرایط برای طرح سوال از رئیس جمهور فراهم است؟

باید متن و محورهای سوال كاملاً حقوقی و به دور از خمیرمایه‌های سیاسی باشند.

- یعنی الان شرایط سوال از رئیس جمهور فراهم است؟

بله، اگر بحث‌ها حقوقی باشد این موضوع را دنبال خواهیم كرد.

* اعلام تاخیر در اجرایی شدن قوانین به روز خواهد شد

- در مورد قوانین اجرایی نشده در طول مجلس هشتم آماری دارید؟

من آمار ندارم ولی قرار شد گزارش هفتگی را روی سایت خانه ملت بفرستیم. در گذشته یك قانون ابلاغ می‌شد بعد از یكسال عده‌ای از نمایندگان متوجه می‌شدند كه قانون هنوز به اجرا در نیامده است. الان یك جدول زمان‌بندی برای اجرای قوانین در نظر گرفته شده است. یعنی به روز و مستمر مدت تاخیر اعمال قوانین مصوب مجلس را اطلاع رسانی خواهیم كرد؛ مثلا می‌گویم 5 قانون ابلاغ شده، 3 تا از آنان به موقع عملیاتی شدند، اما 2 تای دیگر با تاخیر 7 روزه و 12 روزه به اجرا درآمدند. به عبارت دیگر شاخص‌های نظارتی مجلس ریز و دقیق شده است.

*واگذاری سایپا باید برگردد

اجرای اصل 44 خیلی مشكل آفرین شده، مثلاً واگذاری مخابرات و شركت سایپا حرف و حدیث‌های زیادی را بوجود آورد، نظر شما درباره روند عملیاتی كردن قانون یاد شده چیست؟

اجرای قانون اصل 44 قانون اساسی یك قانون پرهزینه، پرزحمت و پرخرج به لحاظ سیاسی است، بنابراین عملیاتی كردن درست آن خیلی دقت می‌خواهد. چون اگر كسی قصد سوء استفاده داشته باشد ممكن است راه‌های سوء استفاده برای او باز باشد. به همین دلیل از معدود قوانینی است كه مجلس برای نظارت بر حسن اجرای آن یك كمیسیون ویژه را به همین نام تشكیل داد، این كمیسیون نیز خوب فعال است و با هیئت‌های اجرایی قانون اصل 44 ارتباط مستمر دارند و كار را دنبال می‌كنند. البته یكسری از اشكالات هم وجود دارد كه به دو گروه تقسیم می‌شوند. بعضی جا‌ها اشكال به قانون برمی گردد. اما بعضی جا‌ها اشكال به اجرا مربوط می‌شود. مجلس این دو را از هم تفكیك كرده است، مواردی كه نیاز به اصلاح قانون دارد این كار انجام می‌شود؛ مشكلات اجرایی نیز با تذكر حل خواهد شد.

- روند را چگونه ارزیابی می‌كنید؟

هنوز اجرای اصل 44 قانون اساسی اشكالات اساسی دارد، ولی به سرعت در حال اصلاح شدن است. حتی بعضی از معاملات بزرگ مثل سایپا از نظر مجلس كاملا مسئله‌دار هستند و این‌ها باید برگردند.

- حتی مخابرات؟

در مورد مخابرات من الان اظهارنظر نمی‌كنم. مشكل دار است اما باید نظر كار‌شناسی راجع به آن داده شود.

- درباره سایپا بیشتر توضیح می‌دهید؟

اینكه سایپا خودش قسمت اعظم سهامش را خریده، این یك فرایند نوظهور در خرید و فروش‌های دنیا است. كه یك شركتی خودش برود خودش را بخرد. البته قرار بود كارخانجات دیگری هم به همین سرنوشت دچار شوند كه جلوی این كار گرفته شد.

- چه زمانی واگذاری سایپا ابطال می‌شود؟

برای ابطال این نوع واگذاری‌ها باید خیلی دقت كرد چون فضای معاملات و كسب و كار كشور امنیت می‌خواهد. این طور نیست كه چون مجلس از یك نوع واگذاری خوشش نیامده دستور به ابطال معامله بدهد. ضمن آنكه ابطال هزینه و تایید آن هم هزینه دارد بنابراین باید خیلی دقت كرد.

* انتشار آمار نرخ رشد اقتصادی، نرخ بیكاری و ... از اختیار دولت خارج می‌شود

- شاخص‌های اقتصادی نظیر رشد اقتصادی، نرخ بیكاری و... سه سالی است كه در سایت بانك مركزی به روز نشده است، آقای توكلی اخیرا به نمایندگان نامه نوشت و گفت نرخ رشد اقتصادی كشور امسال منفی می‌شود، معاونت نظارت به این مسئله ورود نخواهد كرد؟

كمیسیون ویژه جهاد اقتصادی یكی از كارهایی كه در دستور دارد، مسئله انتشار آمار نزدیك به واقع است. چون از لحاظ فناوری، علمی و ساختاری رسیدن به ارقام 100 درصد درست معلوم نیست كی محقق می‌شود؛ اما باید برای انتشار آمارهای نزدیك به واقعیت ساز و كاری تعریف شود كه اطلاع‌رسانی آنها به اختیار و اراده دولت و رئیس جمهور نیازمند نباشد. ما اطلاع داریم این شاخص‌ها تولید شده‌اند؛ اما چون اعلام آمار‌ها كارنامه خوبی را از عملكرد بعضی‌ها منعكس نمی‌كند انتشار و اطلاع رسانی آنها را متوقف كرده‌اند.

- آقای توكلی رشد اقتصادی كشور در سال جاری را منفی پیش بینی كرده‌اند نظر شما چیست؟

نمی‌دانم، الان نمی‌شود پیش بینی كرد. برنامه پنجم در آخرین سال خود رشد اقتصادی را 8 درصد ارزیابی كرده، امسال اگر به رشد اقتصادی 2- 3 درصد هم برسد باید خیلی خوشحال شویم.

- الان بر روی گزارش تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی درگیری است، آقای رئیس جمهور و حافظی نظری خلاف نظر كمیته تحقیق و تفحص دارند، آیا صحت دارد؟

اختلافی بین كمیته تحقیق و تفحص و مسئولان سازمان تامین اجتماعی سر دیر جواب دادن نامه‌ها بود. معاونت نظارت جلسه‌ای گذاشت و مسئله حل شد.

* برای شركت در انتخابات هیئت رئیسه مجلس تردید دارم

- آقای باهنر امسال در انتخابات هیئت رئیسه شركت می‌كنید؟

یك مقدار تردید دارم چون سال انتخابات است. من نه به عنوان یك كاندیدای مجلس نهم، بلكه به عنوان یك فعال سیاسی بیرون مجلس كار انتخاباتی زیادی دارم. امكان دارد اینها با هم مغایر باشند. از یك طرف هم عده‌ای از دوستان پیشنهاد می‌دهند كه من حتما در انتخابات هیئت رئیسه شركت كنم، طی یك ماه آینده در این رابطه تصمیم می‌گیرم.

* دولت ملزم به رعایت آیین نامه داخلی مجلس است

- آیین نامه مجلس تصریح دارد كه دولت می‌بایست 15 آذر هر سال لایحه بودجه را به مجلس ارائه كند اما دولت معتقد است الزامی به رعایت آیین نامه داخلی مجلس ندارد، جایگاه آیین نامه داخلی مجلس در مناسبات حقوقی كشور كجاست؟

این روشن است. ما قانون و قانون‌تر نداریم. اگر قرار باشد یك قانون مادر در كشور تهیه شود یكی آیین نامه داخلی مجلس است. تنها قانونی است كه باید با دو سوم رأی نمایندگان باید تصویب شود؛ درحالیكه تصویب كلیه قوانین كشور با نصف به علاوه یك امكان پذیر است، مگر آنكه جایی مجلس جلسه غیر علنی رسمی داشته باشد كه نصاب آن بالا‌تر می‌رود. با تفاسیر یاد شده همه اركان حكومتی ملزم به رعایت آیین نامه داخلی مجلس هستند.



طبقه بندی: سیاسی،  اجتماعی،  ادیان ابراهیمی و فرق انحرافی،  پاسخ به شبهات، 
برچسب ها: اهل طریقت و عرفان انحرافی، اهل طریقت وعرفان انحرافی، اهل طریقت، عرفان انحرافی، جریان انحرافی، جریان انحرافی در دولت، مشائی، مشایی، مشائیه، مشاییه، باهنر، عضو هیئت رئیسه، عضوهیئت رئیسه مجلس، جریان انحرافی دردولت، بصیرت، بصیرت313، محمدرضا باهنر، سران فتنه، اصولگرایی، اصولگرایی ناب، جریان انحرافی فقط می‌خواهد خودش باشد، طرح سوال از رئیس جمهور، مجلس، مهدویت، امام زمان، امام مهدی، موعود، موعودعصر،
ارسال توسط محمدمهدی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
با تأملی در خود درمی یابیم هنوز نسبت به حقوقی که امام زمان (علیه السلام) بر ما دارد، همچنان غافل هستیم. شما این علتها را در چه چیزهایی میدانید؟







صفحات جانبی
دوستان ما
امکانات جانبی
لینک باکس مذهبی قافله
لینک باکس مذهبی بکا

شارژ ایرانسل

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی