تبلیغات
بصیرت313 - دوران اختفاء و پنهان زیستی حضرت مهدی (علیه السلام)-سلسله مباحث مقدماتی مهدویت
مقام معظم رهبری: انتظار یعنی قانع نشدن، قبول نكردنِ به وضع موجود زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب، كه مسلم است كه این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولی خدا حضرت حجت بن الحسن (عجل ا... تعالی فرجه الشریف و ارواحنا له الفداه) تحقق پیدا خواهد كرد. باید خود را به عنوان یك سرباز، به عنوان یك انسانی كه حاضر است برای آنچنان شرایطی مجاهدت بكند آماده كنیم. انتظار فرج معنایش این نیست كه انسان بنشیند، دست به هیچ كاری نزند، هیچ اصلاحی را وجهه همت خود نكند؛ صرفاً دل خوش كند به اینكه ما منتظر امام زمان (علیه السلام) هستیم!! اینكه انتظار نیست. انتظار، انتظار چیست؟ انتظارِ دست ماهر قدرتمند الهی ملكوتی است كه باید بیاید به وسیله خودِ همین انسانها، با كمك همین انسانها، سیطره ظلم را از بین ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگی مردم حاكم كند و پرچم توحید را بلند كند و انسانها را بنده واقعی خدا بكند. ««آماده باید بود برای این كار»»

براستی آیا با خود اندیشیده ایم كه جای امام زمان (ارواحنا له الفداه) در زندگی ما، اهداف ما، سندهای چشم انداز، آموزش و پرورش، صدا و سیما، نهادهای دیگر و مهم تر از اینها در دل ما؛ كجاست و این امام مهربان چه جایگاهی در این موارد ذكر شده دارد؟! چرا امام زمان (علیه السلام) اینقدر غریب است؟؟ چرا؟ در قسمت نظرات، اندیشه خود را بنویسید

دوران پنهان زیستی حضرت

معرّفی به شیعیان

این دوره از زندگی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در بردارنده نكات بسیار مهمّی است كه به بخشی از آن‌ها اشاره می‌شود:

معرّفی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شیعیان

از آن جا كه ولادت امام دوازدهم(علیه السلام) به صورت پنهانی انجام گرفت بیم آن بود كه شیعیان در شناخت آخرین حجّت پروردگار به اشتباه و گمراهی گرفتار آیند. امام عسكری(علیه السلام) وظیفه داشت تا فرزند خود را به گروهی از بزرگان شیعه و افراد مورد اعتماد معرفی كند تا آنان نیز خبر ولادت او را به دیگر پیروان اهل  بیت(علیهم السلام) برسانند و بدین ترتیب ضمن معرفی آن بزرگوار، تهدیدی نیز متوجّه وجود آن آخرین سفیر حق نگردد....

«احمد بن اسحاق» كه از بزرگان شیعه و پیروان ویژه امام یازدهم(علیه السلام) است می‌گوید:

خدمت امام عسكری(علیه السلام) شرفیاب شدم و می‌خواستم در مورد امام پس از او سؤال كنم؛ ولی پیش از آن كه سخنی بگویم فرمود: «‌ای احمد! همانا خدای متعال از آن زمان كه آدم را آفریده، زمین را از حجّت خود خالی نگذاشته است و تا قیامت نیز چنین نخواهد كرد! به واسطه حجّت خدا، بلا از اهل زمین برداشته می‌شود و  ]به بركت وجود او  باران باریده و بهره‌های زمینی بیرون می‌آید.»

عرض كردم: ‌ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما كیست؟!

آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت در حالی كه پسری سه ساله كه رویش همانند ماه تمام می‌درخشید بر دوش خویش داشت و فرمود: «‌ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعال و حجّت‌های او گرامی نبودی، این پسرم را به تو نشان نمی‌دادم! همانا او هم نام و هم كنیه رسول خداست و كسی است كه زمین را از عدل و داد پر می‌كند همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد.»

گفتم: سرور من! آیا نشانه‌ای هست كه قلبم به آن آرام گردد؟!

در این هنگام آن كودك، لب به سخن گشود و به زبان عربی روان  گفت:

«اَنا بَقیةُ اللّهِ فی اَرْضِهِ والمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ... من بقیة الله در زمین هستم كه از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت؛ ‌ای احمد بن اسحاق، پس از این كه با چشم خود می‌بینی در پی نشانه مباش!!»

احمد بن اسحاق گوید: پس از شنیدن این سخنان  با شادمانی از خانه امام(علیه السلام) بیرون شدم....(1)

همچنین محمد بن عثمان ( 2 ) و چند تن دیگر از بزرگان شیعه نقل می‌كنند:

چهل نفر از شیعیان نزد امام یازدهم گرد آمدیم. آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: «پس از من، این امام شما و جانشین من است. از او فرمان برید و بعد از من در دین خود پراكنده نشوید كه هلاك خواهید شد و بدانید كه [ پس از امروز او را نخواهید دید....» ( 3 )

گفتنی است كه یكی از برنامه‌های دینی و سنّت‌های سفارش شده، عقیقه كردن و ولیمه دادن برای نوزاد است و آن كشتن گوسفند و طعام دادن به گروهی از مردم است كه برای سلامتی و طول عمر فرزند تأثیر فراوان دارد. امام حسن عسكری(علیه السلام) بارها برای فرزندش عقیقه كرد ( 4 ) تا ضمن عمل به این سنّت نیكوی پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) گروه‌های بسیاری از شیعیان را از ولادت امام دوازدهم آگاه سازد.

محمد بن ابراهیم گوید:

امام عسكری(علیه السلام) برای یكی از شیعیان خود، گوسفند سر بریده‌ای فرستاد و فرمود: «این از عقیقه فرزندم «محمد» است.» ( 5 )

-------------------------------------------

1. كمال الدین، ج 2، باب 38، ح 1، ص 80.

2. او دومین نائب خاص امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوره غیبت صغرى است كه در بخش غیبت، شرح حال او خواهد آمد.

3. كمال الدین، ج 2، باب 43، ح 2، ص 162.

4. همان، باب 42.

5. همان، ص 158.

 


 

معجزات و كرامات

یكی از فرازهای خواندنی زندگی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در سال‌های نخستین تولد و پیش از دوران غیبت، معجزه‌ها و كرامت هایی است كه به وسیله آن حضرت، انجام گرفته است و معمولا این بخش از حیات آن آیت بزرگ الهی، مورد غفلت واقع شده است.

ما تنها یك نمونه از آن‌ها را می‌آوریم:

ابراهیم بن احمد نیشابوری گوید:

زمانی كه عمروبن عوف، ]كه فرمانروایی ستمگر بود و به كشتن شیعیان، علاقه فراوان داشت. قصد كشتن مرا كرد به شدت بیمناك شدم و وحشت همه وجودم را فرا گرفت. پس با خاندان و دوستان خود خداحافظی كرده و رو به جانب خانه امام حسن عسكری(علیه السلام) كردم تا با ایشان نیز وداع كنم و در نظر داشتم كه پس از آن بگریزم. چون به خانه امام وارد شدم، در كنار امام حسن عسكری(علیه السلام) پسری دیدم كه رویش مانند شب چهاردهم می‌درخشید به گونه‌ای كه از نور سیمای او حیران گشتم و نزدیك بود آنچه را در خاطر داشتم یعنی ترس از كشته شدن و تصمیم به فرار فراموش كنم.

در این هنگام آن كودك[ به من گفت: «ای ابراهیم، نیازی به گریختن نیست! به زودی خدای متعال، شرّ او را از تو دور خواهد كرد!»

حیرتم بیشتر شد، به امام عسكری(علیه السلام) گفتم: فدای شما شوم! این پسر كیست كه از درون من خبر می‌دهد؟! امام عسكری(علیه السلام) فرمود: او فرزند من و جانشین پس از من است...‌.

ابراهیم گوید: بیرون آمدم در حالی كه به لطف خداوند امیدوار بودم و به آنچه از امام دوازدهم، شنیده بودم، اعتماد داشتم. چندی بعد، عمویم مرا به كشته شدن عمرو بن عوف، بشارت داد. ( 1 )

 

---------------------------------------


پاسخ گویی به سؤالات

آخرین ستاره درخشان آسمان امامت، در همان سال‌های آغاز زندگی، به سؤالات شیعیان در موارد گوناگون، پاسخ‌های محكم و قانع كننده می‌داد و دلگرمی و آرامش خاطر آنان را فراهم می‌كرد. برای نمونه روایتی را به اختصار نقل می‌كنیم:

سعد بن عبدالله قمی از بزرگان شیعه به همراه احمد بن اسحاق قمی وكیل امام حسن عسكری(علیه السلام) برای طرح سؤالات و دریافت پاسخ آن‌ها به محضر امام یازدهم شرفیاب می‌شود. او جریان این دیدار را چنین نقل كرده است:

چون خواستم سؤال كنم، امام عسكری(علیه السلام) به فرزندش اشاره كرد و فرمود: «از نور چشمم سؤال كن!» در این هنگام كودك رو به من كرده فرمود: «هر چه می‌خواهی سؤال كن!... پرسیدم: مقصود از «كهیعص» ]از حروف مقطعه قرآن چیست؟ فرمود: این حروف از خبرهای غیبی است. خداوند بنده و پیامبر خود زكریا را از آن آگاه ساخته و سپس آن را برای محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) باز گفته است. داستان از این قرار است كه زكریا(علیه السلام) از پروردگارش خواست تا نام‌های پنج تن آل عبا را به او بیاموزد. خداوند متعال جبرئیل(علیه السلام) را بر او فرو فرستاد و آن نام‌ها را به او یاد داد. زكریا چون نام‌های مقدس محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) و علی و فاطمه و حسن(علیهم السلام) را بر زبان می‌آورد اندوه و گرفتاریش برطرف می‌شد و وقتی حسین(علیه السلام) را یاد می‌كرد، بغض گلویش را می‌گرفت و مبهوت می‌شد. روزی گفت: بارالها چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می‌كنم از اندوه‌ها و نگرانی هایم راحت شده و دل آرام می‌شوم و چون حسین(علیه السلام) را به یاد می‌آورم، اشكم جاری و ناله ام بلند می‌شود؟! خداوند او را از داستان حسین(علیه السلام) آگاه كرد و فرمود: «كهیعص» رمز این داستان است. «كاف» رمز كربلا و «هاء» رمز هلاكت خاندان او و «یاء» كنایه از نام «یزید» كه جفاكننده نسبت به حسین(علیه السلام) است می‌باشد و «عین» اشاره به عطش و تشنگی او دارد و «صاد» نشانه صبر و استقامت امام حسین(علیه السلام) است....»

گفتم: ‌ای مولای من! چرا مردم از برگزیدن امام برای خود منع شده اند؟

فرمود: «مقصود تو برگزیدن امام مصلح است یا امام مُفسد؟» گفتم: امام مصلح كه جامعه را اصلاح كند[. فرمود: «با توجه به اینكه هیچكس از درون دیگری آگاه نیست كه به صلاح و درستی می‌اندیشد یا به فساد و تباهی، آیا احتمال ندارد كه برگزیده مردم، مُفسِد (و اهل تبهكاری) باشد؟» گفتم: آری، امكان دارد. فرمود: «علّت، همین است.» ( 1و2 )

گفتنی است كه در ادامه روایت، امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) علّت دیگری نیز بیان كرده‌اند و به سؤالات دیگر هم پاسخ فرموده‌اند كه برای رعایت اختصار از بیان آن‌ها خودداری شد.

 

----------------------------------

 

 


 

دریافت هدایای مادّی

یكی از برنامه‌های شیعیان، فرستادن هدایای مادّی و واجبات مالی برای امامان معصوم(علیه السلام) بوده است و آن بزرگواران پس از پذیرفتن آن ها، از نیازمندان جامعه رفع نیاز می‌كردند.

ابن اسحاق یكی از وكیل‌های امام حسن عسكری(علیه السلام) می گوید:

«اموالی از شیعیان را به محضر امام یازدهم(علیه السلام) بردم تا به آن حضرت تقدیم كنم. در آن حال فرزند خردسال حضرت با چهره‌ای كه مانند ماه تمام می‌درخشید در كنار امام حضور داشت. امام عسكری(علیه السلام) رو به فرزند خود كرده فرمود: «فرزندم هدایای شیعیان و دوستانت را باز كن!» كودك فرمود: «‌ای مولای من! آیا رواست دستِ پاك ] خود  را به هدایای ناپاك و اموال پلیدی كه حلال و حرام آن به یكدیگر آمیخته است دراز كنم؟!»

امام عسكری(علیه السلام) فرمود: «‌ای ابن اسحاق، آن چه در میان اینان است بیرون آور تا حلال و حرام آن را جدا كند!!» پس اولین كیسه را بیرون آوردم. كودك گفت: «این كیسه از فلان شخص از فلان محله شهر قم است و نام او و نام محله اش را فرمود كه در آن شصت و دو اشرفی است. چهل و پنج اشرفی از آن، بهای فروش زمین سنگلاخی است كه صاحبش آن را از پدر خود، ارث برده است و چهارده دینارِ آن بهای نه جامه است كه فروخته و سه دینارش وجه اجاره دكان‌ها است.»

امام عسكری(علیه السلام) فرمود: «فرزند عزیزم! راست گفتی. اكنون این مرد را راهنمایی كن كه كدام از این اموال  [حرام است؟!» كودك با دقت تمام، سكّه‌های حرام را مشخص كرد و علت حرام بودن آن‌ها را به روشنی بیان كرد!

سپس كیسه دیگری بیرون آوردم. آن كودك پس از بیان نام و نشان و محل سكونت صاحب آن، فرمود: «در آن كیسه پنجاه اشرفی است كه دست زدن بدان برای ما روا نیست.» سپس علت ناپاكی آن اموال را یك به یك بیان كرد! آن گاه امام عسكری(علیه السلام) فرمود: «پسر جانم راست گفتی!» سپس رو به احمد بن اسحاق كرد و فرمود: «همه را به صاحبش برگردان یا سفارش كن كه آن‌ها را به صاحبانش برسانند و ما را نیازی به آن نیست...». ( 1 )

 

-----------------------------------------------

 


 

نماز بر جنازه پدر

آخرین فراز از زندگی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران اختفا و پیش از شروع غیبت، نماز خواندن آن حضرت بر جنازه پاك پدر بزرگوارش است.

ابوالاَدْیان خدمتكار امام یازدهم(علیه السلام) در این باره می‌گوید:

«امام حسن عسكری(علیه السلام) در آخرین روزهای عمر شریف خود، نامه هایی را به من داد و فرمود: اینها را به شهر مدائن برسان؛ پس از پانزده روز به سامراء بازخواهی گشت و از خانه من ناله و افغان خواهی شنید و ] بدن مرا در محل غسل خواهی دید.» گفتم: ‌ای سرور من! چون چنین روی دهد، امام و جانشین شما كه خواهد بود؟ فرمود: «هر كس پاسخ نامه‌های مرا از تو بخواهد، امام پس از من خواهد بود.» گفتم: نشانه دیگری بفرمایید! فرمود: «كسی كه بر من نماز بخواند، امام پس از من خواهد بود.» گفتم: نشانه دیگری بفرمائید! فرمود: «كسی كه از آن چه در كیسه است خبر دهد، امام پس از من خواهد بود.»  ولی  هیبت و شكوه امام مانع از آن شد كه بپرسم در آن كیسه چیست!

نامه‌ها را به مدائن بردم و جواب آن‌ها را گرفتم و همان گونه كه فرموده بود روز پانزدهم وارد سامراء شدم و در آن حال فریاد ناله و افغان از سرای آن حضرت شنیدم و بدن امام عسكری(علیه السلام) را در محل غسل یافتم. در آن حال جعفر، برادر آن حضرت را دیدم كه بر در خانه امام ایستاده است و جمعی از شیعیان، وی را در مرگ برادر تسلیت و بر امامتش تبریك می‌گفتند!! با خود گفتم: اگر این جعفر امام است كه امامت، تباه می‌شود؛ زیرا او را می‌شناختم كه اهل شراب و قماربازی و تارزنی است! ولی چون در پی نشانه‌ها بودم پیش رفتم و مانند دیگران تبریك و تسلیت گفتم ولی او درباره هیچ چیز از جمله جواب نامه ها از من سؤالی نكرد. در آن حال عقید یكی از خدمتكاران از خانه بیرون آمد و خطاب به جعفر گفت: ‌ای سرور من، برادرت امام عسكری(علیه السلام) كفن شده است، برخیز و بر او نماز گزار!! من به همراه جعفر و جمعی از شیعیان داخل خانه شدم و امام یازدهم(علیه السلام) را كفن شده بر تابوت دیدم. جعفر پیش رفت تا بر برادرش نماز گزارد ولی چون خواست تكبیر بگوید كودكی گندم گون با گیسوانی مجعّد و دندان‌های پیوسته بیرون آمد و لباس جعفر را گرفت و گفت: «‌ای عمو! عقب برو كه من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم!» پس جعفر با چهره‌ای رنگ پریده و زرد، عقب رفت! آن كودك پیش آمد و بر بدن امام(علیه السلام) نماز گزارد. پس از آن به من فرمود: «جواب نامه هایی را كه به همراه داری به من بده!» نامه‌ها را به او دادم. و با خود گفتم این دو نشانه از نشانه‌های امامتِ این كودك است. و جریان كیسه، باقی مانده است. نزد جعفر رفتم و او را دیدم كه آه می‌كشید! یكی از شیعیان از او پرسید این كودك كیست؟

جعفر گفت: به خدا سوگند هرگز او را ندیده و نمی‌شناسم.»

ابوالادیان ادامه می‌دهد:

«ما نشسته بودیم كه گروهی از اهل قم آمدند و از امام حسن عسكری(علیه السلام) سراغ گرفتند و چون از شهادت آن حضرت باخبر شدند گفتند: به چه كسی تسلیت بگوئیم؟ مردم به جعفر اشاره كردند. آن‌ها بر او سلام كردند و تبریك و تسلیت گفتند. سپس خطاب به جعفر گفتند: همراه ما نامه‌ها و اموالی است. بگو نامه‌ها از كیست؟ و اموال چقدر است؟!

جعفر برآشفت و از جا برخاست و گفت: آیا از ما علم غیب می‌خواهید؟! در این حال خدمتكار   از اندرون بیرون آمد و گفت: نامه‌های فلانی و فلانی همراه شماست و نام و نشانی صاحبان نامه‌ها را گفت [ و نیز كیسه‌ای با شماست كه در آن هزار دینار است كه نقش ده دینار آن محو شده است! آن‌ها نامه‌ها و اموال را به او دادند و گفتند: آن كه تو را برای گرفتن این‌ها فرستاده امام است...». ( 1 )

 

---------------------------------------

1. كمال الدین، ج 2، باب 43، ح 2، ص 223.


منبع:كتاب نگین آفرینش

سایت آموزش مجازی مركز تخصصی مهدویت قم




طبقه بندی: مهدویت،  اهل بیت (علیهم السلام)،  مذهبی،  اجتماعی، 
برچسب ها: دوران اختفاء و پنهان زیستی حضرت مهدی (علیه السلام)، دوران اختفا، دوران پنهان زیستی، حضرت مهدی، امام زمان، مهدویت، مباحث مهدویت، معارف مهدویت، بصیرت، بصیرت313، نماز بر جنازه پدر، دریافت هدایای مادّی، پاسخ گویی به سؤالات، معجزات و كرامات، معرفی به شیعیان، احمد بن اسحاق، جعفر كذاب، امام مهدی، موعود، موعودعصر،
ارسال توسط محمدمهدی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
با تأملی در خود درمی یابیم هنوز نسبت به حقوقی که امام زمان (علیه السلام) بر ما دارد، همچنان غافل هستیم. شما این علتها را در چه چیزهایی میدانید؟







صفحات جانبی
دوستان ما
امکانات جانبی
لینک باکس مذهبی قافله
لینک باکس مذهبی بکا

شارژ ایرانسل

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی