تبلیغات
بصیرت313 - گفتاری از آیت الله مجتبی تهرانی پیرامون ترویج بی‎حیایی در جامعه
مقام معظم رهبری: انتظار یعنی قانع نشدن، قبول نكردنِ به وضع موجود زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب، كه مسلم است كه این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولی خدا حضرت حجت بن الحسن (عجل ا... تعالی فرجه الشریف و ارواحنا له الفداه) تحقق پیدا خواهد كرد. باید خود را به عنوان یك سرباز، به عنوان یك انسانی كه حاضر است برای آنچنان شرایطی مجاهدت بكند آماده كنیم. انتظار فرج معنایش این نیست كه انسان بنشیند، دست به هیچ كاری نزند، هیچ اصلاحی را وجهه همت خود نكند؛ صرفاً دل خوش كند به اینكه ما منتظر امام زمان (علیه السلام) هستیم!! اینكه انتظار نیست. انتظار، انتظار چیست؟ انتظارِ دست ماهر قدرتمند الهی ملكوتی است كه باید بیاید به وسیله خودِ همین انسانها، با كمك همین انسانها، سیطره ظلم را از بین ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگی مردم حاكم كند و پرچم توحید را بلند كند و انسانها را بنده واقعی خدا بكند. ««آماده باید بود برای این كار»»

براستی آیا با خود اندیشیده ایم كه جای امام زمان (ارواحنا له الفداه) در زندگی ما، اهداف ما، سندهای چشم انداز، آموزش و پرورش، صدا و سیما، نهادهای دیگر و مهم تر از اینها در دل ما؛ كجاست و این امام مهربان چه جایگاهی در این موارد ذكر شده دارد؟! چرا امام زمان (علیه السلام) اینقدر غریب است؟؟ چرا؟ در قسمت نظرات، اندیشه خود را بنویسید

آیت الله مجتبی تهرانی

سرآمد هر شری بی‎حیایی است. یك روایت از امام صادق(ع) است كه می‌فرماید: «الْوَقَاحَهُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْكُفْرِ» سرآمد همه این‌ها بی‎حیایی است، یعنی سرآمد نفاق، شقاق و كفر این است. برای آشنایی با مباحث اخلاقی، مقدّمه‎ای را گفته و بعد وارد بحث می‎شوم.

 
ادامه مطلب را بخوانید
كیفیّت سیر مباحث اخلاقی
================
مباحث اخلاقی بر محور قوای درونی انسانی، یعنی قوه شهوت، غضب و وهم مطرح می‎شود. مباحث اخلاقی این‎طور هستند. علمای اخلاق، برای هر كدام از این قوا رذایل و فضایلی را می‎شمارند و وارد بحث آن می‎شوند. مثلاً رذیله‎های قوه شهوت را شمارش می‎كنند، یا راجع به خشم و غضب و ر ذایلش و مقابلاتش بحث می‎كنند. یك رذیله را می‎گویند، بعد ضدّ آن را كه فضیلت است، بیان می‎كنند. تا بحث می‎رسد به جایی كه یك قوّه به تنهایی نقش ندارد، مثلاً جاهایی ممكن است از دو قوّه یا سه قوّه، یك رذیله پیش بیاید. یعنی شهوت و غضب منشأ همان رذیله می‎شود. رذیله را موضوع بحث قرار داده و می‎گویند: گاهی ممكن است ریشه این رذیله، شهوت باشد و گاهی ممكن است غضب باشد. این‌ها مقدّمه است برای این كه به بحث‎مان برسیم.

وقاحت؛ یعنی بی‎حیایی
==============
در مباحث اخلاقی، رذیله‎ای تحت عنوان «وقاحت» مطرح است كه من می‎خواهم توضیح دهم، گاهی در ارتباط با شهوت قرار می‎گیرد و منشأش شهوت است و گاهی منشأش غضب است. «وقاحت» از نظر لغت، به معنای «بی‎شرمی» است كه ما هم این لفظ را در همین معنا استفاده می‎كنیم. بحث ما «حیا» است نه بی حیایی ولی از آن‌جا كه گاهی تعریف به ضد، مطلب را خوب تفهیم می‎كند مجبورم اوّل این رذیله را بگویم، بعد سراغ آن فضیلت بروم. علما می‎گویند: «یُعرَفُ الاشیاء بأضدادها». چون ضدّ او حیا است و من می‎خواهم بحث ضد را بكنم. خود ما هم در محاورات عرفی‎مان می‎گوییم: فلانی خیلی بی‎حیا است؛ و منظورمان همین وقاحت است. یا می‎گوییم وقیح است یا بی‎حیا است. این یك بحث لغوی بود.

علمای اخلاق، وقتی وقاحت را از نظر اصطلاح تعریف می‎كنند، می‎گویند: «وقاحت عبارت است از عدم مبالات نفس نسبت به ارتكاب محرّمات شرعیّه، قبایح عقلیّه و عرفیّه». «عدم مبالات نفس از ارتكاب» به تعبیر ما یعنی «پررویی». اگر انسان، كاری را كه از دیدگاه عقل زشت است انجام دهد، و اصلاً هم به روی خود نیاورد و برایش اهمیت نداشته باشد، انسان پررو و بی‎حیایی است. از نظر درونی، برای چنین كسی ذرّه‎ای ناراحتی ایجاد نمی‎شود.

قبایح عقلیّه در ارتباط با عقل عملی است، چون ادراك حُسن و قُبح مربوط به عقل عملی است. محرّمات شرعیّه هم یعنی دستورات شرعی. لذا منشأ این كه یك نفر با این كه می‎گوید، من معتقد به معاد و نبوّت و همه این‌ها هستم، در عین حال گناهی می‎كند و از نظر درونی هم هیچ ناراحتی برایش ایجاد نمی‎شود، منشأ این عدم مبالات نفس، بی‎حیایی است. حالا چه شده كه او بی‎حیا شده، بحث مفصّلی است.

روایتی در اصول كافی به نام حدیث عقل و جهل است كه در آن بیش از هفتاد جنود عقل و جهل را شمرده است. لشكر عقل چیست؟ لشكر جهل چیست؟ در آن‌جا هم مسأله حیا مطرح هست. البته از ضدّ حیا كه می‎گوییم قباحت و وقاحت است، در آن‌جا تعبیر به خُلع می‎كند. روایت را سماعه از امام هفتم(علیه‎السلام) نقل می‎كند. من هم تحت همین عنوان خُلع در محیط خانوادگی، بحث كردم و گفتم كه معنای خُلع، پرده‎دری است، حیا را هم گفتم كه پرده‎داری است.

افراط و تفریط قوا، منشأ گناه هستند
=====================
انسان كه مرتكب یك عمل زشت و قبیح یا گناهی می‎شود، چه در بُعد عقلی‎ و چه در بُعد شرعی‎، این عمل در ارتباط با یكی از همین قوای درونی او است؛ یا شهوت بوده یا غضب بوده و یا وهم بوده است. انسان در ارتباط با خواسته‎های نفس است كه گناه كرده و یا عمل زشتی را انجام می‎دهد كه حتی عقل تقبیح می‎كند و می‎گوییم وقیح است؛ لذا گاهی ممكن است منشأ كار زشت و گناه، شهوت و گاهی غضب باشد.

قوای نفسانی ما چه غضب و چه شهوت، ممكن است یك حالت افراطی و یا یك حالت تفریطی داشته باشند، ممكن هم هست كه حالت اعتدالی داشته باشند. حالا من چند تا مثال می‎زنم. مثلاً فرض كنید در باب شهوت، شخص به دنبال ربا خواری، حرص و مال اندوزی است. این موارد در حالت افراطی شهوت است‎. یعنی حالت افراطی شهوت، او را به این رذیله حرص و مال‎اندوزی می‎كشد و منشأ این می‎شود كه «پول و مال» را روی هم انباشته كند، از هر جایی و هر دری كه می‎شود. چنین آدمی دیگر هیچ مرزی نمی‎شناسد. این شخص، آدم وقیحی است و غیر از این هم نمی‎شود چیزی در مورد او گفت.

به این حالت افراطی در ربط با خشم یا غضب «بغی» می‎گویم كه معنایش به اصطلاح ما «سركشی» است. مثلاً «ضرب و شتم» یا «ناسزاگویی» حالت افراطی غضب است. منشأ همه این‌ها آن حالت افراطی خشم است. این شخص حالت تعادلش را از دست داده و دیگر متعادل نیست كه این كارها از او سر می‎زند.

«بی‎حیا» دین ندارد!
============
ممكن است برخی بخواهند اعمال وقیح خودشان را توجیه كنند، ولی شما فریب این چیزها را نخورید و بدانید كه این كارها از عدم تعادل قوای نفسانی نشأت گرفته است. من اخیراً می‎شنوم كه درباره كسی كه فحاشی می‎كند، می‎گویند: او ادبیّاتش خوب نیست. او دارد فحش می‎دهد و دیگران می‎گوید: «چیز مهمّی نیست، ادبیّاتش خوب نیست»! ما اخیراً داریم این حرف‎ها را می‎شنویم. یك نفر «آدم بی‎حیا و بی‎شرمی» است و حتی «آدم بی‎دینی» است، چون بسیاری از این بی‎شرمی‎ها خلاف شرع است، اما می‎گویند: «مهم نیست، ادبیّاتش خوب نیست یا بدسلیقه است»!

حالا من روایاتی را می‎خوانم كه فرمودند: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ». كسی كه حیا ندراد، ایمان ندارد. در روایتی پیغمبر می‎گوید: «لا دینَ لِمَن لا حَیاءَ لَه» هركس حیا ندارد، اصلاً دین ندارد. بحث ما بحث تقریباً سلسله‎وار و علمی است. من الان در مورد بحث ریشه‎یابی حیا وارد شده‎ام كه بسیاری از رذائل اخلاقی، به خاطر افراط قوای نفسانی است.

حالت افراطی شهوت و غضب را گفتم و برایش مثال هم زدم. این قوا، حالت تفریطی هم دارند؛ یعنی گاهی شخص به آن مقدار كه باید از این قوا بهره بگیرد، نمی‎گیرد. مثل «عدم‎غیرت» كه ما به آن «بی‎غیرتی» می‎گوییم. این به خاطر حالت تفریط غضب است. یا فرض كنید «كتمان‎حق»؛ این‎كه كسی حق را می‎پوشاند، برای این است كه جرأت ندارد حق را بگوید. این حالت تفریطی غضب است و به چنین شخصی می‎گویند: «ترسو!»

گاهی ممكن است كه شهوت منشأ یك رذیله شود و غضب هم منشأ همان رذیله شود، با این كه این‌ها دو نیروی جدا از هم هستند؛ شهوت یك نیرو در انسان است، غضب هم نیروی دیگری در انسان است، ولی این‌ها هر دو منشأ یك رذیله می‎شوند. گاهی حتی ممكن است «وهم» نیز موثّر باشد. البته من چون نمی‎خواهم بحث پیچیده شود، همین دو قوّه را می‎گویم.

ریشه غیبت‎كردن
===========
من می‎روم سراغ گناهانی كه مبتلابه است، مثل: «غیبت كردن» گاهی ممكن است منشأ غیبت، غضب باشد، با كسی دشمنی دارد و این موجب شده است كه غیبت او را كرده است، می‎خواهد رسوایش كند. در این‌جا منشأ غیبت، خشم است. گاهی منشأ غیبت خشم نیست، شهوت است، مثلاً برای خوشایند دیگری غیبت می‎كند. این شخص خیلی بدبخت است! من از معاصی كبیره برایتان مثال ‎زدم كه ان‎شاءالله مطلب جا بیفتد.

حالا یك تقسیم بندی دیگر؛ گاهی رذیله، از فعل نشأت می‎گیرد و گاهی از ترك فعل. یك وقت فرد، فعل حرام انجام می‎دهد، مثل این كه غیبت می‎كند، این یك فعل است و حرام هم هست، یك وقت ترك واجب است. مثل كتمان حق، كه گفتن حق واجب است. آن فعل بود و این ترك است. چون هر دو قسم را گفته بودم این توضیح را دادم كه كاملاً متوجه شوید. كسانی كه اهل بحث هستند، خوب دقت كنند!

تمام گناهان انسان از همین امور نشأت می‎گیرد؛ حالت افراط‎ و تفریط در ارتباط با نیروهای نفسانی، چه فعل باشد و چه ترك باشد. سرچشمه همه این‌ها هم «وقاحت، بی‎حیایی و بی‎شرمی» است.

بی‎حیایی سرسلسله شرارت‎ها است
=====================
به جای حساس بحث رسیدیم كه گفتم بحث اساسی است و مبتلابه جامعه ما بوده و بحث اساسی مباحث گذشته تربیّتی ما است. حالا من برایتان چند روایت می‎خوانم. یك؛ «القحه عنوان الشر» عنوان همه زشتی‎ها وقاحت و بی‎شرمی است. «عنوان» یعنی «تیتر»، یعنی اگر بخواهی برای شرور، یك تیتر بگذاری، آن بی‎حیایی است. همه شرور زیرمجموعه بی‎حیایی است.

حالا روایت دیگری كه خیلی روشن‎تر است، می‎فرماید: «رأس كل شر القحه» سرآمد هر شری بی‎حیایی است. یك روایت از امام صادق(ع) است كه می‌فرماید: «الْوَقَاحَهُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْكُفْرِ» سرآمد همه این‌ها بی‎حیایی است، یعنی سرآمد نفاق، شقاق و كفر این است.

همه دین، حیا است
============
روایات دو نوع است، یك دسته وقاحت را مطرح می‎كند، مثل این روایاتی كه الان خواندم و در مورد با خود وقاحت بود. در یك دسته از روایات، ضدّش را طرح می‎كنند و می‎گویند: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ» بی شرم ایمان ندارد. این ضدّ وقاحت است. روایتی از پیغمبر اكرم است كه فرمودند: «قال رسول‎الله(ص): الحیا هو الدین كلُّه» پیغمبر با این سخن، كار را تمام كرد. اصلاً دین حیا است. لذا آن روایتی كه از امام صادق(ع) خواندم در باب وقاحت كه فرمود: صدر نفاق و شقاق و كفر، بی‎حیایی است، همه با هم‎دیگر همسو است. وقاحت و در مقابلش حیا، در تخریب و سازندگی انسان نقش اساسی دارد كه من بعد در بحثم وارد آن می‎شوم. اگر حیا نباشد، دست ما هم از انسانیّت خالی است و هم ازالهیّت. نه انسان هستیم و نه متدیّن. در دو رابطه من دارم مطرح می‎كنم، هم عقل عملی و هم بُعد معنوی. از هر دو، دست خالی می‎شود كه بعد ان‎شاءالله وارد می‎شوم.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مجتبی تهرانی



طبقه بندی: اهل بیت (علیهم السلام)،  مذهبی،  خانواده،  فرهنگی،  اجتماعی، 
برچسب ها: گفتاری از آیت الله مجتبی تهرانی: چرا بی‎حیایی در جامعه ترویج می‎شود؟، چرا بی‎حیایی در جامعه ترویج می‎شود؟، سرآمد هر شری بی‎حیایی، روایت از امام صادق(ع)، «الْوَقَاحَهُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْكُفْرِ»، سرآمد نفاق، شقاق و كفر، مباحث اخلاقی، كیفیّت سیر مباحث اخلاقی، وقاحت؛ یعنی بی‎حیایی، افراط و تفریط قوا، منشأ گناه هستند، «بی‎حیا» دین ندارد!، ریشه غیبت‎كردن، بی‎حیایی سرسلسله شرارت‎ها است، همه دین؛ حیا است، حیا، بی حیا، بی حیای، بی حیایی، آیت الله تهرانی، آیت الله مجتبی تهرانی، تهرانی، مجتبی تهرانی، بصیرت، بصیرت313، بی حیایی در جامعه، چرا بی حیایی، زیاد شدن بی حیایی، گفتاری از آیت الله مجتبی تهرانی پیرامون ترویج بی‎حیایی در جامعه، مهدویت، امام زمان، امام مهدی، موعود، موعودعصر،
ارسال توسط محمدمهدی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
با تأملی در خود درمی یابیم هنوز نسبت به حقوقی که امام زمان (علیه السلام) بر ما دارد، همچنان غافل هستیم. شما این علتها را در چه چیزهایی میدانید؟







صفحات جانبی
دوستان ما
امکانات جانبی
لینک باکس مذهبی قافله
لینک باکس مذهبی بکا

شارژ ایرانسل

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی